دفتر عشق
دفتر عشق
خوشا جاني كه جانانش حسين است
خوشا دردي كه درمانش حسين است
بنامش دفتر عشق است و مفتوح
خوش آن دفتر كه عنوانش حسين است
نبي راجان شيرين جز علي نيست
ولي آرامش جانش حسين است
چه صحرائي است يارب وادي عشق
كه تنها مرد ميدانش حسين است
بگو اهريمنان كربلا را
كه اين صحرا سليمانش حسين است
دلم غير از تو با كس آشنا نيست
جدايم ازتواما دل جدا نيست
خوشا اين دل كه با مهر تو پيوست
خوشا اين دل كه با كس آشنا نيست
قرين دردم اما نيك دانم
كه جز كوي توام دارالشفانيست
چه بهتر تا قيامت مُرده باشد
هر آن دل را كه عشق كربلا نيست
ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم خدمت تمام کاربران عزیز این وبلاگ مجموعه ی دلنوشته های این جانب احمد فریدونی است كه به دو گويش محلي(دزفولي)و فارسي است لطفا با نظرات سازنده خودتون ما رو در ارائه ی هرچه بهتر مطالب یاری کنید